دانلود رمان عشقی بدون مانع

دانلود رمان عشقی بدون مانع

5 / 3.00
[ 5 رای ]

 رمان عشقی بدون مانع

قسمتی از متن :

کلاس که تموم شد ،دست بارانا رو گرفتم وگفتم:بیا بریم یه چیزی بخوریم من خیلی گرسنه ام
-کلاسش خیلی خسته کننده است …
-چند جلسه بیشتر نمونده دیگه ..اشکال نداره
با سقلمه ای که بارانا به پهلوم زد نگاهش کردم .با دستش روبه روم رو نشون میداد.فردین بود.فردین اکبری بیست وسه ساله بود که برای فوق لیسانس صنایع درس میخوند وتوی کارخونه پدرش هم کار میکرد …دوسال پیش باهم آشنا شدیم ،پسرخوبی بود حداقل از نظر من خوب بود .. روبه بارانا گفتم:چند لحظه صبر کن الان میام

…..

ساعت هشت شب بود که احساس کردم صدای بابا میاد .دیوان شعری رو که میخوندم وگذاشتم کنار ،دستی به موهام کشیدم ورفتم پایین ..بابا با دیدن من خندید وگفت:به به ته تغاری من خبرها شنیدم امروز
لبخندی زدم وگفتم:چه خبری ؟

بازدید: 60

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

دیدگاه کاربران ۰
  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

 آموزش زبان ترکی آذری آموزش زبان ترکی آذربایجانی