رمان آماج

رمان آماج

5 / 0
[ 0 رای ]

رمان آماج 

داستان راجع به خانواده‌ایه که دختر بزرگ‌تر، وظیفه‌ی مراقبت از دو خواهر و زن‌برادرش رو داره.

توی هر درگیری، دخترک آسیبی می‌بینه؛ ولی همچنان پابرجاست.
صبوری می‌کنه و سعی داره تمام اتفاقات زندگیش رو بعد ازدست‌دادن سومین رکن اساسی

خانواده‌ش، بی‌دردسر و باآرامش پشت‌سر بذاره؛ اما دردسرهاش یکی-دوتا نیست و آزار روحی

فراوانی می‌بینه. برای خوب‌بودن حالش تلاشی نمی‌کنه و تمام فکرش حول‌وحوش خواهرهاش

می‌گذره. زندگی رو به خودش زهر می‌کنه تا خواهراش زندگی خوبی داشته باشند.
داخل نشریه‌ای مشغول کار هست و رابـ*ـطه خوبی با تمام اطرافیانش داره.
برای چاپ رمانی جدید، شروع به خوندش می‌کنه و کم‌کم زندگیش با مردی تلاقی پیدا می‌کنه که گذشته‌ش… .

نکته  : قبل دانلود رمان و خوندنش، چند لحظه توجه کنید!
این رمان؛ یه رمان کاملاً معمولی هست. رؤیا نداره، لباس ست و دختر پولدار و پسر خیلی مغرور

و خشن هم نداره.
زندگی دو اقلیت جدا و دو حس جداست.
اگر رمانی با قلم معمولی دوست ندارید، نخونید؛ این توصیه من به شماست.
همین اول یه تشکر جانان از رفیق خوبم نفس”f.k” داشتم. مدت طولانی که خبر چندانی ازش

ندارم؛ اما کمکاش رو به ذهن دارم.
راجع به رمان بعدی، یک سری دوستان در جریانند، قسمت بود، «مُحاق» رو توی نگاه می‌نویسم؛

نبود هم یه کاریش می‌کنم.
ممنون از چشماتون.
ممنون که می‌خونید.

مقدمه:

برای مردم نباید خودت باشی؛ خودت بودن ضرب‌دیدگی با احتمال خوب نشدن، دارد.
آماج‌های زندگی من، یکی زیر می‌رفت و یکی رو…
بافته‌هایم پیچ می‌خورد و به تو می‌رسید.
چندخط که کنارت راه می‌رفتم، همه‌چیز ردیف می‌شد.
می‌خواهم کمی آماج را قسمت کنم، خرده‌هایش مال من باشد و خوشی‌هایش مال دیگران.
عاشقانه‌ها را برای من بگذارید. بیت‌به‌بیت زندگیم اگر کلیشه‌ای بود، این کلیشه‌ها با تو می‌چسبید.
بیا کمی دل‌خوشی برای من بتراش تا امشب خوب بخوابم.
خیلی محتاج نـ*ـوازش هستم، نـوازشی که دردها و خراشیدگی‌ها را التیام بدهد.
بیا کمی آماج به‌وقت زندگی بنوش…

بازدید: 12

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

دیدگاه کاربران ۰
  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

 آموزش زبان ترکی آذری آموزش زبان ترکی آذربایجانی