رمان صدا کن مرا صدای تو خوب است

رمان صدا کن مرا صدای تو خوب است

5 / 0
[ 0 رای ]

رمان صدا کن مرا صدای تو خوب است

خلاصه:

 در مورد دوتا برادر دو قلو که در یک خانواده عادی زندگی میکنن …داستان در آغاز روند انتقامی داره اما در ادامه به عشق منجر میشه ….عشقی پُر از تاوان…..

مقدمه:

در زندگی زخم‌هایی وجود دارد که ناخواسته کامت را تلخ می‌کند شاید تو ندانی اما زمانی خواهی فهمید که دیگر دیر است؛ و زمانی می‌فهمی اشتباه کرده ای که نه راه پس داری ونه راه پیش من اشتباه کردم این را وقتی می‌گویی که فرصت تمام است…

 

قسمتی از رمان :

قرارام با فرناز زیاد شده بود و واقعا با کارایی که واسش کردم بهم وابسته شده بود؛ واسش هر روز کادو می‌خریدم هر روز باهم بیرون بودیم؛خلاصه بدجور بهم وابسته شده بودیم، شاید منم ازش خوشم اومده بود دختر بدی نیست خیلی ساده است، حتی به خاطر من از ارایشای غلیظش و بد تیپ زدناش گذشته بود امروزم می‌خواستیم بریم بام، رفتم دنبالش رسیدم دم خونشون یه تک بوق زدم که دویید بیرون و اومد سوار شد دانشگاها تموم شده بود و موقع تفریحات بود، ۱۸دی امتحانامون تموم شد استاد کمالی انداخته بودم.
فرناز: سلام نامرد دو روزه ندیدمت نمیگی دلم واست تنگ بشه؟
من: ببخشید تکرار نخواهد شد!
خندید منم خندیدم؛ کلا چهره‌اش بانمک بود.
صدای ضبط و زیاد کردم:
رویاهاتو جمع کن باید بریم دریا باید یه چند روزی دور شیم از این دنیا
دوربینتو بردار بی‌کوله و تقویم چند وقته عکسای دوتایی ننداختیم

 

 

بازدید: 15

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

دیدگاه کاربران ۰
  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

 آموزش زبان ترکی آذری آموزش زبان ترکی آذربایجانی