رمان پا برهنه۲ از حسن خادم

رمان پا برهنه۲ از حسن خادم

5 / 0
[ 0 رای ]

حجم رمان : ۴.۳۵ مگابایت پی دی اف , ۱.۳۸ مگابایت نسخه ی اندروید , ۱.۲۸ مگابایت نسخه ی جاوا , ۵۱۶ کیلو بایت نسخه ی epub

خلاصه ی از داستان رمان:

بالاخره انتظار به سرمی رسد و ماشین داخل شهر می شود. احساس عجیبی دارم. گویی تازه متولد شده ام. غریبا نه به اطراف نگاه می کنم، اما شوق دیدار محمد حسین قلبم را می فشرد. از خوشحالی بی قرار می شوم.
– رسیدیم تهران

صفحه ی اول رمان:

بالاخره انتظار به سرمی رسد و ماشین داخل شهر می شود. احساس عجیبی دارم. گویی تازه متولد شده ام. غریبا نه به اطراف نگاه می کنم، اما شوق دیدار محمد حسین قلبم را می فشرد. از خوشحالی بی قرار می شوم.
– رسیدیم تهران
‏مادرم وبتول با تعجب به خیابان ها و میادین شهر و آدم های بیگانه می نگرند. ماشین بی توجه به احساسات ما در مسیر خود پیش می رود. بیش تر احساس تنهایی و غربت می کنیم. تهران بزرگتر از آن چیزی است که تصور می کردم. یعنی آن وقایعی که در روزنامه ها می نوشتند در این شهر اتفاق افتاده است؟
‏آسمان ابری و ریزش باران مدتی است که قطع شده است. هوا خنک و دل چسب است. ما فقط به دنبال یک چهره ی آشنا می گردیم:محمد حسین. اگر او نبود شاید هیچ گاه پای ما به تهران نمی رسید. مادرم از این که می بیند من خوشحال هستم نسبتا احساس رضایت می کند اما در چشمانش غم دوری از شهر ‏و دیار خود به خوبی خوانده می شود. او به همه گذشته و تعلقات خود پشت کرد تا فرزندش در شهر غربت احساس تنهایی نکند.

بازدید: 12

دیدگاه کاربران ۰
  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

 آموزش زبان ترکی آذری آموزش زبان ترکی آذربایجانی