مجموعه اشعار دیر آمدی بانو

مجموعه اشعار دیر آمدی بانو

5 / 0
[ 0 رای ]

مجموعه اشعار دیر آمدی بانو

مقدمه :

 در عجیب ترین حس بیداری یک خواب نیمه روز رویای تورا دیدم در گفتگوی لکنت زبان گریه ی یک مرد خسته پرسیدم چرا دیر آمدی بانو؟

 

قسمتی از کتاب :

در چمن زار پارک کهنه ی نزدیک خانه ام 
نشسته ام. گنجشکی خسته بال بال میزند 
هوای گرگ ومیش سردیست 
دلتنگ قناری های خانه میشوم 
پالتویم رابغل میکنم امشب مسافر رویای شبانه ی 
هرشب بانوی آشنای 
غصه هایم میشوم 
رویایی زیبایست 
وقتی بوی موهایت چون عطر نان تازه
اشتها آور است …
دستهایت را دوست میدارم بانو 
که برای گنجشکهای دلم دانه ی احساس میریزد 
ولبریز از شعرم میکند 
لحظه به لحظه…

***

من چقد ساده لوحم بانو 
که فکر میکردم با حکومت کردن بر این واژه ها
بتوانم برایت قلمرویی از شعر 
وترانه وآب واینه وسادگی وشهری 
پر از استعاره های چشمانت بسازم 

***

دیگر سراغت را از فهم سخت کلمات ذهنم نخواهم گرفت 
از همسایگی بید وآشفتگی کاج نخواهم پرسید 
چرا که دیدار دوباره ی ما دگر میسر نخواهد شد بانو!
اما امشب میخواهم بدون اندیشیدن به رفتنت 
به خیال شبی باتو خوابی راحت سر کنم 
من به قناعت ساده ی باغچه به 
به گلهای شب بو وهمسایگی کاکتوسها دلخوشم
وبه شوق کودکانه ی امشب از پیراهنی که سالهاست نپوشیده ام 
اما بوی وهم انگیز کلمات شاعران سوخته دل رامیدهد
به همین دلخوشم 
من دوباره میتوانم ساده تر عاشق باشم 
باسهمی از رویاهای تو؟
عاشق طلوع لبخندت به شب نیمه زنده ی رویاهایم که 
مدارا میکنم من باتمام نبودن هایت بانو!!!

بازدید: 16

برچسب ها :

این مطلب بدون برچسب می باشد.

دیدگاه کاربران ۰
  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

 آموزش زبان ترکی آذری آموزش زبان ترکی آذربایجانی